دانستنی‌ها و مقالاتمیز مطالعه با تایمر و نماد تمرکز — تمرکزمقاله
تمرکز و مهارت مطالعه · ۲۳ مهر ۱۴۰۵ · تحریریه مطالعه‌یار

چرا وسط درس حواسم پرت می‌شود؟ عیب‌یابی تمرکز هنگام درس خواندن بر اساس نوع حواس‌پرتی

خیلی از دانش‌آموزها این تجربه را دارند: کتاب را باز می‌کنی، با انگیزه شروع می‌کنی و چند دقیقه بعد می‌بینی ذهنت جای دیگری است. گوشی دستت است، داری به حرف دیروز دوستت فکر می‌کنی، یا همان یک پاراگراف را برای سومین بار می‌خوانی و هنوز نمی‌دانی چه نوشته. معمولاً اولین واکنش این است که بگوییم «من آدم تمرکز نیستم». ولی مشکل تمرکز هنگام درس خواندن بیشتر وقت‌ها یک مشکل کلی نیست. چند مشکل کوچک و جداست که پشت یک اسم پنهان شده‌اند.

این مقاله یک فهرست دیگر از «ده توصیه برای تمرکز» نیست. می‌خواهیم مثل یک تعمیرکار نگاه کنیم: اول ببینیم دقیقاً کجا خراب است، بعد سراغ راه‌حل همان قسمت برویم. وقتی بدانی حواس‌پرتی‌ات از چه نوعی است، دیگر لازم نیست همه‌ی روش‌ها را امتحان کنی و از هیچ‌کدام نتیجه نگیری.

چرا نسخه‌های کلی تمرکز برای همه جواب نمی‌دهد؟

فرض کن دو نفر هر دو می‌گویند «تمرکز ندارم». اولی در اتاقی درس می‌خواند که تلویزیون خانه از آن‌جا شنیده می‌شود. دومی در سکوت کامل نشسته، ولی ذهنش مدام پیش نگرانی امتحان هفته‌ی بعد می‌رود. اگر به هر دو بگویی «گوشی را خاموش کن»، شاید یکی‌شان کمی بهتر شود، اما مشکل اصلی هیچ‌کدام حل نمی‌شود.

برای همین است که خیلی‌ها چند روش افزایش تمرکز را امتحان می‌کنند و بعد ناامید کنار می‌گذارند. روش‌ها لزوماً بد نبوده‌اند. فقط برای مشکل آن‌ها طراحی نشده بودند. پس قدم اول پیدا کردن الگوی حواس‌پرتی خودت است، نه پیدا کردن روش.

قدم اول: یک هفته حواس‌پرتی‌هایت را ثبت کن

کنار دستت یک برگه یا یک یادداشت ساده بگذار. هر بار که دیدی حواست از درس رفته، بدون اینکه خودت را سرزنش کنی، یک خط بنویس. لازم نیست مفصل باشد. همین چند مورد کافی است:

  • ساعت و درس: مثلاً «عصر، شیمی».
  • چه چیزی حواسم را پرت کرد: صدای بیرون، اعلان گوشی، یک فکر، گرسنگی، خستگی، یا اینکه مطلب را نمی‌فهمیدم.
  • چند دقیقه طول کشید تا برگردم: یک تخمین تقریبی کافی است.
  • قبلش چه کار می‌کردم: تست می‌زدم، متن می‌خواندم، یا خلاصه می‌نوشتم.

بعد از چند روز معمولاً یک الگو پیدا می‌شود. شاید ببینی بیشتر حواس‌پرتی‌هایت عصرها و موقع خواندن درس‌های حفظی اتفاق می‌افتد، یا همیشه بعد از اینکه به یک مسئله‌ی سخت گیر می‌کنی دست به گوشی می‌بری. همین اطلاعات ساده از هر توصیه‌ی کلی‌ای ارزش بیشتری دارد. اگر دوست داری ساعت‌های مطالعه و کیفیت هر جلسه را منظم ثبت کنی، می‌توانی از ابزار پیگیری مطالعه کمک بگیری تا این الگوها را راحت‌تر ببینی.

حالا بر اساس چیزی که ثبت کرده‌ای، سراغ یکی از نوع‌های زیر برو. بیشتر آدم‌ها یکی دو نوع غالب دارند، نه همه را.

نوع اول: حواس‌پرتی بیرونی؛ وقتی محیط مزاحم است

اگر در یادداشت‌هایت زیاد نوشته‌ای «صدای تلویزیون»، «برادرم آمد توی اتاق» یا «میز شلوغ بود»، مشکل اصلی‌ات احتمالاً محیط است. خبر خوب این است که این نوع از همه راحت‌تر درست می‌شود، چون به اراده‌ی زیادی نیاز ندارد. فقط باید چیزها را جابه‌جا کنی.

چند تغییر عملی در محیط

  • میز را فقط برای درس امروز آماده کن: کتاب‌ها و وسایلی که امروز لازم نداری را از جلوی چشمت بردار. میز شلوغ مدام چیزهای دیگری را یادت می‌اندازد.
  • با خانواده قرار بگذار: به جای اینکه هر بار عصبانی شوی، از قبل بگو چه ساعت‌هایی درس می‌خوانی. بعضی دانش‌آموزها یک برگه‌ی ساده پشت در می‌چسبانند.
  • صدا را مدیریت کن: اگر نمی‌توانی صدای خانه را کم کنی، بعضی‌ها با گوشی‌گیر یا صدای یکنواخت و بی‌کلام راحت‌ترند. امتحان کن و ببین برای خودت چطور است.
  • جای ثابت داشته باش: درس خواندن روی تخت یا جلوی تلویزیون معمولاً ذهن را با استراحت قاطی می‌کند. یک جای ثابت برای درس، کم‌کم شروع کردن را راحت‌تر می‌کند.

محیط مناسب مطالعه لازم نیست شیک یا گران باشد. کافی است چیزی در آن نباشد که مدام از درس صدایت کند.

نوع دوم: حواس‌پرتی دیجیتال و مسئله‌ی تمرکز با موبایل

اگر بیشتر خط‌های یادداشتت با «گوشی» شروع می‌شود، تنها نیستی. ولی اینجا هم باید دقیق‌تر نگاه کنی. دو حالت کاملاً متفاوت وجود دارد:

  1. گوشی تو را صدا می‌زند: اعلان می‌آید، صفحه روشن می‌شود و تو جواب می‌دهی. راه‌حل این حالت بیشتر فنی است: حالت مزاحم نشوید، خاموش کردن اعلان‌ها، یا گذاشتن گوشی در اتاق دیگر.
  2. تو گوشی را صدا می‌زنی: هیچ اعلانی نیامده، ولی خودت بی‌اختیار سراغش می‌روی، معمولاً وقتی درس سخت یا خسته‌کننده شده. اینجا گوشی بیشتر یک راه فرار است تا علت اصلی. اگر فقط گوشی را برداری، احتمالاً راه فرار دیگری پیدا می‌کنی، مثلاً یخچال یا مرتب کردن کمد.

برای حالت دوم، به جز دور کردن گوشی، دقت کن درست قبل از سراغ گوشی رفتن چه حسی داشتی. اگر «گیر کرده بودم» یا «حوصله‌ام سر رفته بود»، باید آن لحظه را جور دیگری مدیریت کنی که در بخش‌های بعدی به آن می‌رسیم. اگر می‌خواهی دقیق‌تر بدانی چرا دل کندن از گوشی این‌قدر سخت است، مقاله‌ی مدیریت موبایل هنگام مطالعه را هم بخوان.

نوع سوم: حواس‌پرتی ذهنی؛ وقتی مزاحم درون سر خودت است

بعضی وقت‌ها اتاق ساکت است، گوشی دور است، ولی ذهن آرام نمی‌گیرد. فکر کارهای عقب‌افتاده، نگرانی درباره‌ی نتیجه‌ی امتحان، یک بحث با دوست، یا حتی یک آهنگ که در ذهنت تکرار می‌شود. این نوع حواس‌پرتی هنگام مطالعه برای خیلی‌ها از همه آزاردهنده‌تر است، چون نمی‌شود آن را از اتاق بیرون گذاشت.

چند کار که بعضی دانش‌آموزها مفید می‌دانند

  • برگه‌ی «بعداً»: هر فکری که وسط درس آمد را در یک خط روی برگه‌ای جدا بنویس و به خودت بگو بعد از جلسه به آن رسیدگی می‌کنی. خیلی‌ها حس می‌کنند وقتی فکر جایی ثبت شده باشد، ذهن کمتر سراغش برمی‌گردد.
  • تخلیه‌ی ذهن قبل از شروع: چند دقیقه قبل از درس، هرچه در سرت هست را روی کاغذ بنویس؛ کارها، نگرانی‌ها، هرچه. بعد کاغذ را کنار بگذار.
  • نگرانی را به برنامه تبدیل کن: اگر نگرانی‌ات «به همه‌ی درس‌ها نمی‌رسم» است، این فکر تا وقتی برنامه‌ی روشنی نداشته باشی برمی‌گردد. یک برنامه‌ی ساده که نشان بدهد هر درس کی خوانده می‌شود، ممکن است ذهن را آرام‌تر کند. می‌توانی برای این کار از برنامه‌ریز مطالعه استفاده کنی.

اگر نگرانی‌ها یا افکار مزاحم خیلی شدید است، مدت زیادی ادامه پیدا کرده یا روی خواب و زندگی روزمره‌ات اثر گذاشته، صحبت با مشاور مدرسه یا یک متخصص می‌تواند کمک کند. این نشانه‌ی ضعف نیست.

نوع چهارم: وقتی خود درس باعث حواس‌پرتی است

این نوع کمتر دیده می‌شود، ولی خیلی رایج است. یادداشت‌هایت را نگاه کن. آیا حواس‌پرتی بیشتر وقتی اتفاق می‌افتد که مطلب خیلی سخت است؟ یا برعکس، وقتی خیلی تکراری و آسان است؟ هر دو حالت ذهن را از درس بیرون می‌برند، ولی دلیلشان فرق دارد.

اگر درس خیلی سخت است

وقتی مطلبی را نمی‌فهمی، ذهن به‌طور طبیعی دنبال چیز راحت‌تری می‌گردد. به جای اینکه با زور ادامه بدهی، کار را کوچک‌تر کن. مثلاً به جای «فصل سه را بخوانم» بگو «فقط مثال اول را بفهمم». یا اول یک توضیح ساده‌تر پیدا کن، از کتاب کمک‌درسی یا از یک هم‌کلاسی بپرس، بعد برگرد سراغ متن اصلی.

اگر درس خیلی آسان یا تکراری است

خواندن دوباره‌ی چیزی که فکر می‌کنی بلدی، ذهن را خواب‌آلود می‌کند. نوع کار را عوض کن تا ذهن فعال‌تر شود: به جای خواندن، از خودت سؤال بپرس، چند تست بزن، یا مطلب را بلند برای یک نفر خیالی توضیح بده.

اگر هدف جلسه مبهم است

«امروز زیست می‌خوانم» هدف مبهمی است. «امروز سؤال‌های آخر فصل دو را حل می‌کنم و جواب‌های غلطم را علامت می‌زنم» روشن است. وقتی ندانی دقیقاً چه کاری باید انجام بدهی، ذهن راحت‌تر سرگردان می‌شود.

نوع پنجم: خستگی و افت انرژی

گاهی مشکل نه محیط است، نه گوشی، نه درس. فقط خسته‌ای. اگر یادداشت‌هایت نشان می‌دهد حواس‌پرتی‌ها در ساعت‌های خاصی از روز یا بعد از ساعت‌های طولانی پشت هم بیشتر می‌شود، احتمالاً انرژی نقش مهمی دارد.

  • درس‌های سنگین را در ساعت‌های پرانرژی‌ات بگذار: هر کس ساعت‌های متفاوتی دارد. یادداشت‌هایت را ببین و درس‌های سخت را به آن ساعت‌ها ببر.
  • استراحت واقعی داشته باش: استراحتی که در آن فقط شبکه‌های اجتماعی را بالا و پایین می‌کنی، برای خیلی‌ها حس استراحت نمی‌دهد. کمی راه رفتن، آب خوردن یا نگاه کردن به بیرون پنجره را امتحان کن.
  • به خواب و غذا توجه کن: بعضی دانش‌آموزها می‌بینند وقتی شب کم خوابیده‌اند یا با شکم خالی پشت میز نشسته‌اند، تمرکزشان سریع‌تر از دست می‌رود. این‌ها چیزهای ساده‌ای هستند، ولی معمولاً نادیده گرفته می‌شوند.

تمرکز طولانی‌مدت در درس را چطور تمرین کنیم؟

بعد از اینکه نوع اصلی حواس‌پرتی‌ات را پیدا کردی و برایش کاری کردی، نوبت بلندتر کردن جلسه‌های مطالعه است. خیلی‌ها از روز اول انتظار دارند چند ساعت پشت سر هم متمرکز بمانند و وقتی نمی‌شود، کل برنامه را کنار می‌گذارند.

راه واقع‌بینانه‌تر این است که از بازه‌ای شروع کنی که الان واقعاً می‌توانی در آن متمرکز بمانی، حتی اگر کوتاه باشد. وقتی چند روز پشت هم موفق شدی، کمی طولانی‌ترش کن. افزایش تمرکز در مطالعه بیشتر شبیه تمرین ورزشی است تا یک کلید که یک بار روشن شود. بعضی روزها هم عقب می‌روی، و این طبیعی است.

یک نکته‌ی مهم: معیار موفقیت را «هیچ‌وقت حواسم پرت نشد» نگذار. معیار بهتر این است: «وقتی حواسم پرت شد، چقدر سریع برگشتم؟» برگشتن سریع یک مهارت است و با تمرین بهتر می‌شود.

یک برنامه‌ی آزمایشی دو هفته‌ای

اگر می‌خواهی همه‌ی این‌ها را عملی کنی، این ترتیب را امتحان کن:

  1. هفته‌ی اول، فقط مشاهده: عادت‌هایت را عوض نکن. فقط حواس‌پرتی‌ها را ثبت کن. آخر هفته یادداشت‌ها را بخوان و دو نوع غالب را پیدا کن.
  2. هفته‌ی دوم، فقط یک یا دو تغییر: برای نوع غالب اول یک راه‌حل انتخاب کن، مثلاً گوشی در اتاق دیگر یا برگه‌ی «بعداً». همزمان ثبت حواس‌پرتی‌ها را ادامه بده.
  3. مقایسه کن: آخر هفته‌ی دوم، یادداشت‌های دو هفته را کنار هم بگذار. آیا آن نوع حواس‌پرتی کمتر شده؟ زمان برگشتنت کوتاه‌تر شده؟
  4. تصمیم بگیر: اگر جواب داده، نگهش دار و سراغ نوع بعدی برو. اگر جواب نداده، یک راه‌حل دیگر برای همان نوع امتحان کن.

دیدن روند تغییرات در طول زمان معمولاً انگیزه‌ی ادامه دادن را بیشتر می‌کند. اگر ساعت‌ها و کیفیت جلسه‌هایت را ثبت کنی، در بخش پیشرفت مطالعه می‌توانی تغییرات را هفته به هفته ببینی.

جمع‌بندی: اول تشخیص، بعد درمان

تمرکز چیزی نیست که بعضی‌ها داشته باشند و بعضی نه. بیشتر به شرایط، عادت‌ها و نوع کاری که انجام می‌دهی بستگی دارد. وقتی به جای «من تمرکز ندارم» بگویی «من وقتی به مسئله‌ی سخت گیر می‌کنم سراغ گوشی می‌روم»، مشکلی که حل‌نشدنی به نظر می‌رسید تبدیل می‌شود به چیزی که می‌شود رویش کار کرد.

از همین امروز یک برگه کنار کتابت بگذار و فقط ثبت کن. لازم نیست کامل باشد. همین که بدانی ذهنت معمولاً کجا می‌رود، نصف راه را رفته‌ای.

تمرکزعادت مطالعهحواس پرتیمحیط مطالعهمدیریت موبایلمهارت مطالعه